اجازه دهید از “ترجیح” شروع کنم. دهخدا در لغت نامه خود “ترجیح” را به “برتری” معنی می کند. حالا که با لغت “ترجیح” آشنا شدیم، بهتر است که به رفتار انسان ها بپردازیم. شخصیت انسان از ترجیحات او شکل می گیرد. ما در شرایط مختلف زندگی رفتارهای مختلف از خود نشان می دهیم. علت این رفتارها نشات گرفته از ترجیحات ماست. مثلا یکی در چهارشنبه سوری ترجیح می دهد خانه بماند و یکی دیگر ترجیح می دهد در خیابان قدم بزند و یک نفر دیگر ترجیح می دهد بمب دستی هایی که از قبل درست کرده است داخل خیابان منفجر کند. اجازه دهید به اول داستان برگردیم. آنجایی که آن فرد ترجیح داده بود خانه بماند. مطمئنا برای او چهارشنبه سوری مضحک به نظر میرسد یا اینکه با شیوه ی اجرایی این مراسم مشکل دارد. به همین دلیل ترجیح داده است خانه بماند. نفر دومی که برای قدم زدن رفته بود احتمالا “هیجان” را به خانه نشینی ترجیح می دهد(برتر می داند). اما نفر سوم، نفر سوم برایش ترکاندن و صدا یک مسابقه است. هرکس صدای ترقه اش بیشتر صدا دهد او در آن مسابقه برنده محسوب می شود. در مدرسه و محله از او می گویند. او که در آن مسابقه برنده شده است.

اگر به تاریخچه نفر سوم برگردیم. احتمالا خواهیم دید که برای اطرافیان او (دوست، خانواده و همه ی کسانی که با او در ارتباط هستند) “برتر بودن در چهارشنبه سوری” ایجاد آلودگی صوتی بیشتر است. آنها در داستان هایشان قهرمان را کسی می دانند که نارنجکش صدای بیشتری می دهد. بخاطر همین او ( نفر سوم) تصمیم گرفته است در این مسابقه شرکت کند و قهرمان شود.

پس تا اینجا یاد گرفتیم که ترجیح موقعی به وجود می آید که جامعه آن رفتار ( مسابقه) را ارزش بداند.

نکته: زندگی کلش یک مسابقه است ولی باید حواسمان باشد در کدام مسابقه شرکت و در کدام مسابقه شرکت نکنیم.

پ.ن اول: تجزیه و تحلیل من نسبت به رفتارهای انسان به عنوان یک مشاهده گر بوده. یا واضع تر بگویم این موضوع را به عنوان بینش بنگرید نه علم.

پ.ن دوم: از چهارشنبه سوری مثال زدم چون فکر میکنم در فرهنگ ما بیشتر با این موضوع آشنا هستیم. نه تنها قابل تصور بلکه قابل دیدن هم است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *