انتظار تا حق، حق تا اعتراض

اولین بار مرز بین حق و انتظار را در سایت استاد عزیزم “محمدرضا شعبانعلی” که مطلبی تحت عنوان ” یک واقعیت تلخ در مورد نتیجه رفتارها و تصمیم های ما ” نوشته بود، خواندم. بعد از مدتی در اینستاگرام عکسی را دیدم که مردی با شکم گنده دوربینی به چشم گرفته و در جستجوی فقیر است. او اطراف خود را نگاه کرد و کسی را نیافت. گفت من فقیری نمی بینم. غافل از اینکه فقیر زیر شکم آن مرد دست خود را دراز کرده بود و تقاضای کمک می کرد. کامنت های زیادی زیر این عکس نوشته شده بود. خلاصه ی این کامنت ها این بود: مرد شکم گنده مردی است ظالم که هیچوقت فقیر را نمی بیند. این عکس یک تصویر در ذهن مخاطب می کشد. آن هم این است که مرد شکم گنده ظالم و آدم بد داستان است. و فقیر هم فردی است مظلوم و ناتوان. اکثرا انتظار داریم مرد شکم گنده به او کمک کند. و اگر مرد شکم گنده طبق انتظارات ما جلو نرود او را فردی ظالم می پنداریم. اینجاست که انتظار تبدیل به حق و حق تبدیل به اعتراض می شود. یادمان می رود که انتظار داشتیم او به ما کمک کند اما حقمان چیزی است که مرد شکم گنده انجام می دهد. وقتی احساس حق داشتن کنیم صدای اعتراض هم همراه با آن بلند می شود. اعتراضی که حق مان نیست.

توصیه: مرز بین حق و انتظار را از هم جدا کنید. 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *