هنر همچون درمان اسم کتابی است که مولفان آن ” آلن دوباتن و جان آرمسترانگ” هستند. قسمتی از این کتاب به جواب این سوال که ” چه هنری خوب محسوب می شود؟” پرداخته شده است. در واقع هیچ هنری بهتراز دیگری نیست. این نگاه بیننده به هنر است که یکی را بهتر از دیگری می داند. بیننده، شنونده یا خواننده یک اثر، معیاری برای سنجش خوب یا بد دارد. همچنین می دانیم که بیننده، شنونده یا خواننده یک اثر، پنج دیدگاه برای سنجش خوب یا بد دارند.

 اولین دیدگاه، دیدگاه فنی است. یعنی یک تعداد از آدم ها به هنر فنی نگاه می کنند. اگر در آن اثر هنری “کشفیات و اختراعات” وجود داشته باشد. آن را خوب می نامند.

 دومین دیدگاه، دیدگاه سیاسی است. تعدادی از مخاطب های هنر، در آثار هنری دنبال حقیقت و عدالت می گردند. اگر در آن اثر هنری به خواسته هایشان برسند. مسلما آن اثر هنری برایشان عالی است.

سومین دیدگاه، دیدگاه تاریخی است. اگر هنرمند در آثارش به وقایع یا تصاویر تاریخی بپردازد. آن دسته از مخاطب هایی که دیدگاه تاریخی به هنر دارند. مطمئنا این اثر را خوب می دانند.

 چهارمین دیدگاه، دیدگاه شوک و ارزش است. ترجیح می دهم مثالی که کتاب برای این دیدگاه آورده است استفاده کنم. کریس اوفیلی یک هنرمند است. تابلو مریم مقدس او در نمایشگاه ” احساس”  1997 لندن باعث شوکه شدن جهان شد. در حدی که مخالفان این تابلو نقاشی به عنوان اعتراض، رنگ سفیدی روی تابلو ریختند. اوفیلی از مدفوع خشک و رنگ شده ی فیل، برای ترسیم سینه های مریم مقدس استفاده کرده بود. استفاده از این ابزار ( مدفوع) برای ترسیم، جهان را به چالش کشیده بود. که نباید هر آنچه که بی ارزش است ( حداقل از نگاه ایدئولوژی یک جامعه بی ارزش. والا بی ارزشی برای هیچ چیزی مفهوم پیدا نمی کند مگر اینکه خلافش ثابت شود) برای چیزی که با ارزش است استفاده کرد. و اگر شوکه شویم مشگل از اوفیلی نیست، از انعطاف ناپذیری ایدئولوژی خودمان است. بگذریم. میخواهم بگویم تعدادی از بینندگان این اثر هنری، شوکه می شوند و سریعا موضع می گیرند. و تعدادی دیگر این خلاقیت استفاده از مدفوع در نقاشی را ارزش می دانند.

 آخرین دیدگاه، دیدگاه درمانی است. مخاطب، آثار هنری را دوست دارد که نیازهای درونی اش را برآورده میکند.  نیازهایی که ممکن است در طول عمر تغییر کنند. اثری برایش ارزشمند است که زخم های درونش را درمان کند.

پ.ن: مترجم در کتاب از کلمه ” خوانش” استفاده کرده است. اما من ترجیح دادم از کلمه “دیدگاه” استفاده کنم. چون دیدگاه به دنبال قضاوت کردن است اما خوانش به دنبال بیشتر فهمیدن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *