کلمه ی عادت از اعتیاد می آید. لغت نامه ی دهخدا عادت را این گونه توضیح می دهد: کاری که انسان به آن خو می گیرد و در وقت معین انجام می دهد. سوال اینجاست که “چه چیزی باعث عادت می شود؟”

یوجین فردی بود که به ظاهر حافظه ی خود را از دست داده بود. وقتی همسرش بورلی او را به بیمارستان برد. دکتری که یوجین را معاینه کرد. به بورلی گفت: نمی توانیم دقیق تشخیص دهیم که چه اتفاقی در بدن یوجین در حال افتادن است. اما فقط مایع نخاع مغزی آن نسبت به آدم های معمولی متفاوت است. بورلی که نا امید نشده بود. تصمیم گرفت شوهرش را پیش پرفسوری که عمرش در زمینه شناخت مغز سپری شده بود ببرد. پرفسور تصمیم گرفت رفتارهای روزمره یوجین را بنویسد. پرفسور از یوجین خواست تا نقشه خانه اش را بکشد. متاسفانه یوجین نتوانست. سوالی که پرفسور را درگیر کرده بود. این بود که چطور ممکن است یک نفر در خانه اش حمام و دستشویی برود اما نتواند مسیر راه رفتنش را بکشد؟ اگر حافظه اش را از دست داده است چطور راه میرود؟ اگر حافظه اش را از دست نداده است چرا نمی تواند نقشه خانه اش را بکشد؟

زمان گذشت و محققان “ام. آی. تی” در سال 1990 آزمایش های خود را با موش شروع کردند. آنها در مغز انسان ها و موشها  لایه ای به اسم گانگلیون های پایه ای را کشف کردند. این لایه از مغز نقش مهمی در شرطی سازی انسان ها و حیوانات دارند. آنها موش را در یک مسیر T شکل قرار دادند. همچنین ابتدای مسیر را با دریچه ای بسته و انتهای مسیر را شکلات گذاشتند. به صورت زیر:

قبل از اینکه دریچه را باز کنند. ضربه ای وارد می کردند. موش با بو کردن و احتیاط خیلی زیاد به جلو حرکت می کرد. تا نهایتا به شکلات یا همان پاداش می رسید. بعد از بارها تکرار این روش، موش دیگر شرطی شده بود. از طرف دیگر پردازنده مغز کمترین فعالیت خود را انجام می داد. چون تکرار زیاد باعث شده بود مغز الگوریتمی درست کند و آن را به گانگلیون های پایه ای بسپارد و خودش به فعالیت های دیگر بپردازد. در واقع مغز (پردازنده) به گانگلیون های پایه ای گفته بود هر وقت این ضربه را شنیدی طبق الگوریتمی که بهت داده ام، اقدام کن. محققان با این آزمایش به سیکل زیر که اسم آن را “چرخه عادت” گذاشتند، دست یافتند:

با این آزمایش، حالا شاید بهتر بتوان جواب سوال پرفسور را داد. می توان بهتر فهمید که چرا یوجین آن رفتار را داشته . یوجین تمام کارهای روزمره (روتین) خود را انجام میداد. چون گانگلیون های پایه ای خود را از دست نداده بود.

اما دانسته های این کتاب محدود به نوشته های من نمی شود. نوشته های بالا بخش کوچکی از کتاب را برای شما به صورت خلاصه بیان کرده است. همچنین پیشنهاد می کنم، افرادی که در زمینه بازی سازی (گیمیفیکیشن) و نرم افزار و هر فردی یا سازمانی که با حوزه  علوم انسانی سر و کله می زند. از خواندن این کتاب غافل نماند.

اینقدر غرق در محتوای کتاب شده ام که داشت یادم می رفت آدرس سایت را برای دانلود کتاب بگویم. البته ممکن است سایت های دیگری هم برای دانلود این کتاب وجود داشته باشد. اما من با انتشارات نشر نوین بیشتر خوی گرفته ام.

 

 

 

 


 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *