به نوشته ی پایین دقت کنید:

جملاتی از این دست صرفا خاطرات ما را زنده می کنند. همین باعث لذت بردن می شود. چه بسا تلاش می کنیم آن را در ذهن خود نگه داریم. تا رفیقی که پشت سر ما حرف زده است. برایش این جمله را بکار ببریم. کمی دقت به خرج دهید خواهید دید که جمله ی بالا چیزی برای یاد دادن ندارد. صرفا ابزاری است که ما آن را با خود حمل می کنیم تا در مواقعی که دوستمان پشت سر ما حرف زد به عنوان گلایه از آن استفاده کنیم. شاید بخاطر همین است که در من میل به خواندن جملات کوتاه کم شده است. بگذریم. به جمله ی بعدی دقت کنید:

 

ارزش نوشته بالا مورد بحث ما نیست. ارزش آن مسلما برای گوینده اش  مورد احترام است. همچنین برای من. این روزها بیشتر به دنبال هدف نوشته می گردم. اینکه این نوشته چه ماموریتی را برای گوینده اش قرار است، انجام دهد. ماموریت نوشته بالا این است که با زبانی آرام از تو گلایه دارم. گلایه از اینکه چرا حرف های من را فراموش می کنی؟ اما نویسنده این اثر آنقدر ماهر است که می داند با چه لحن و کلماتی گلایه کند. بدون تردید میتوان گفت یکی از ماموریت های نوشته بالا، باعث ترغیب کردن ما به گوش دادن قصه ی دل او یا هر شخص دیگری که برای ما قصه می گوید، می شود.

پیش نوشت: همانطور که می دانید انسان ها بر اساس داشته های خود ( دانش، باور و تجربه) هر ساختار یا رفتاری را در جهان مورد بررسی قرار می دهند. در نتیجه نگاه من به جملات کوتاه، با تجربه و دانشی که دارم می تواند آری از عیب و نقص باشد. پس اگر نگاه شما به جملات کوتاه متفاوت است. خوشحال می شوم از دانش و تجربه شما هم استفاده کنم.

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *