اگر شما هم پای صحبت های پدربزرگ و مادربزرگ خود نشسته باشید حتما داستانهای زیادی را از آنها شنیده اید. اینکه آنها در شب نشینی های خود، دور کرسی های قدیمی ( زمانی که هنوز گاز کشی و سوخت های فسیلی برای گرم کردن خانه وجود نداشت) جمع می شدند و هر کس داستانی را برای دیگران نقل می کرد. جمع شدن دور کرسی بهانه ای بود برای تشکیل دادن شبکه ی اجتماعی، والا هر کس در خانه اش کرسی برای گرم شدن و نشستن خود داشت. کمی به عقب برگردیم به زمان هایی که انسان ها در جنگل یا غار آتش روشن می کردند و دور آن حلقه ای می زدند. در این حلقه هر کس داستان یا رویدادی را برای دیگران نقل می کرد. احتمالا آن زمان هم آتش بهانه ای بوده است برای تشکیل شبکه ی اجتماعی. من فکر می کنم قدمت شبکه های اجتماعی به اندازه ی قدمت انسان ها بر روی کره زمین است. اما بد نیست به دوران قبل از ظهور گوشی های هوشمند برگردیم. زمانی که هنوز پلتفرم های اجتماعی مثل فیس بوک، اینستاگرام، توییتر، گوگل پلاس و امثال اینها ظهور نکرده بودند. در آن زمان که همه ی ما کم وبیش با آن آشنا هستیم، بعضی ها برای تشکیل شبکه های اجتماعی، چای خوردن در یک قهوه خانه را بهانه می کردند و بعضی دیگر پرسه زدن در یک پارک شلوغ را ( البته این مکان ها هنوز هم شبکه های اجتماعی خود را برگزار می کنند اما با حلقه های کوچکتر از قبل).

اما چه خوشمان آید یا نیاید، باید پذیرفت که  امروز با ظهور پلتفرم های اجتماعی مثل تلگرام، اینستاگرم، توییتر و امثال آن باعث شده است، انسان ها بیش از هر زمان دیگری شبکه های اجتماعی خود را گسترده تر کنند. اگر داستانی را نقل یا کسب و کار خود را معرفی می کنند دیگر تعداد افراد انگشت شماری از آن اطلاع پیدا نمی کنند بلکه افراد زیادی می توانند از صحبت های شما یا کسب وکار شما اطلاعات پیدا کنند. همینطور باید پذیرفت تعداد افرادی که امروزه در این شبکه های اجتماعی حضور پیدا کرده اند به مراتب بیشتر از مکان های دیگر است. همه ی این شبکه های اجتماعی چه جمع شدن دور آتش یا کرسی و چه جمع شدن در گروه و کانال های تلگرامی و پلتفرم های این چنین، یک هدف دارند. هدف آنها اشتراک گذاری داشته های خود با دیگران است. همین امر باعث می شود صفحه ی شخصی یا صفحه ای که شما برای کسب و کار و سازمان خود در نظر گرفته اید پس از مدتی تبدیل به یک برند شخصی یا سازمانی شود. مثلا اگر شما یک وکیل هستید و صفحه ای در اینستاگرام دارید که برای مشگلات عمومی مردم مشاوره می دهید احتمالا دیری نخواهد گذشت که بعضی ها به شما اعتماد خواهند کرد و شما را به عنوان بهترین وکیل (برند شخصی) در ذهن خود ثبت خواهند کرد و از این پس اگر در زندگی نیاز به وکیل داشته باشند حتما به شما رجوع خواهند کرد. و حتی ممکن است شما را برای دوستان خود هم معرفی کنند.

اما در میان همه این صحبت ها نباید جان بارنز را فراموش کنیم. جان بارنز در حوزه ی انسان شناسی اجتماعی فعالیت می کرد. که نخستین بار اصطلاح شبکه های اجتماعی را در سال 1945 برای تحقیق خود استفاده کرد. او اصطلاح شبکه های اجتماعی را در تحقیق خود برای توصیف کردن رابطه ی بین انسان ها و تاثیر آن بر روی تصمیم گیری آنها بکار برد. در حقیقت او با تحقیق خود می خواست نشان دهد که شبکه های اجتماعی بر روی تصمیم گیری ما تاثیر می گذارد. اینکه من در اینستاگرام (شبکه ی اجتماعی)  یک وکیل را می شناسم که مشاوره خوبی به من داده است، بعید است اگر روزی مشگل حقوقی بخورم تصمیم بگیرم جای دیگری را برای مشاوره گرفتن انتخاب کنم.

حالا که می دانیم شبکه های اجتماعی قدمتی به اندازه انسان دارد و هر دوره از زمان فقط لباس آن تغییر کرده است و ( حلقه زدن دور آتش، جمع شدن دور کرسی و نهایتا جمع شدن در یک گروه یا کانال تلگرامی یا امثال آن) ساختار همان ساختار است، بهتر است لباس کهنه ی خود را دور بیندازیم و لباسی نو به تن کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *