نمی دانم اگر قهرمان یک ملت را از آنها بگیری چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اصلا نمی دانم آیا انسانها را می توان بدون قهرمان تصور کرد یا نه؟ اما به من اجازه دهید به وسعت دانش خود در این مورد صحبت کنم. صحبتی که بیشتر شبیه ی گفتگوی دو دوست می ماند، نه نظری کارشناسی شده و دقیق. پس من همینجا اعلام می کنم که نقد و بررسی و حتی نقض این نوشته من را بیدار خواهد کرد. بنابر این انتظار نویسنده هم این است که به او فرصت دهید تا به عنوان یک مشاهده گر، تکرار می کنم به عنوان یک مشاهده گر دانشش را با شما تقسیم کند.

سالهاست که با افراد و اندیشه های مختلف در ارتباط هستم. افراد زیر زمین تا روی زمین. دغدغه های هر کدام را به خوبی میشناسم. اما از همه ی این اختلاف (زیر زمین و روی زمین) من چشم پوشی میکنم چون در این نوشته موضوع بحث من نیست. موضوع بحث من نقاط مشترک بین افراد زیر زمین و روی زمین است و آن چیزی نیست جز شخصیت های قهرمان هر افراد. زیر زمینی ها از داستان های خود قهرمانی در ذهن ساخته اند و با آن امید به زندگی ادامه می دهند و روی زمینی ها هم همینطور. شایان ذکر است که گفتگوهای  آنها را همین قهرمان ها پر کرده اند. اکثر آنها دوست دارند قهرمان داستان هایشان جنگجو و قوی باشد. آنها دوست دارند مدام از قهرمان های داستانشان صحبت کنند. خلاصه بگویم زندگیشان در همین یک چیز خلاصه شده است. معمولا وقتی این زیر زمینی ها با روی زمینی ها بهم میرسند از قهرمان های خود سخن میگویند. درست مثل دو کودکی که به هم میرسند و از عروسک های خود سخن میگویند و هر کدام هم تا لحظه ی آخر پافشاری میکنند که عروسک من بهتر از عروسک تو است. احتمالا سر آخر باید نفر سومی بیاید تا آنها را از هم جدا کند.

با خود فکر میکردم اگر این عروسک ها را ازآنها بگیریم چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بیشتر که فکر کردم به یک پاسخ رسیدم که احتمالا بعد از گرفتن عروسک هایشان ( قهرمانهایشان) جهان را سکوت فرا خواهد گرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *