فکر می کردم با دیدن عکس هایت سیر می شوم

اما انگار هر بار به عکست خیره می شدم، تشنگی ام بیشتر می شد

من تشنه ام، تشنه ی تو

تشنه ی نگاه کردن به تو

تشنه ی بوسیدن تو

تشنه ی در آغوش گرفتن تو

تشنه ی اینکه موهایت را در رختخواب کنار بزنم و آرام در گوشَت بگویم: دوستت دارم

تشنه ی اینکه یک شب، تمام توانی که در پاهایمان هست را قدم بزنیم و وقتی به خانه رسیدیم از شدت خستگی، در آغوش همدیگر خوابمان ببرد

من تشنه ام، تشنه ی تو 

تشنه ای که سیراب نمی شود از تو  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *