تمام زندگی اعتیاد است

معتادی که به دنبال مواد است

مومنی که هر روز به سراغ سجاده اش می رود

فاحشه ای که هر روز در رختخوابش، منتظر مردی غریبه می ماند

و من که هر روز سراغ تو را میگیرم

شبیه ی آن معتادی که سراغ موادش را میگیرد

شبیه ی آن مومنی که وقتی صدای اذان را می شنود خودش را آماده، وضو گرفتن میکند

شبیه ی آن فاحشه ای که وقتی میداند قرار است کسی به سراغش بیاید به جلوی آینه میرود و دستی به موهایش می کشد

همه ی ما معتادیم، تنها اعتیادمان متفاوت است

پاهای من به قدم زدن با تو اعتیاد دارد

و چشم هایم به نگاه کردن تو

و گوش هایم به شنیدن صدایت

و دست هایم به لمس کردنت

من معتادم

معتاد تو

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *